محمد ابراهيم سبزوارى
49
شرح گلشن راز ( فارسى )
يعنى به حسب مايهى بدنت تمام عناصر اربعه را در بر دارى ، و بهواسطهى حفظ مزاجت مدّت معتد بها مقام معادن را دارايى ؛ و به جهت نموّت در عرض و طول و عمق عالم نبات را دارى ؛ و به روح بخارى حيوانى كه شباهت به آسمان دارد در صفا و لطافت و شفافيّت و حركت « 1 » آسمان را دارايى . مثنوى : « آسمانهاست در ولايت جان * كارفرماى آسمان جهان » « 2 » و به حسب روح امرىات كه آن امرى است ربّانى ، و سرّى است سبحانى ، تمام موجودات عالم معنى و صورت را دارايى . كلام على ( ع ) است : « دوائك فيك و لا تبصر * و دائك منك « 3 » و ما تشعر و انت الكتاب المبين الّذى * با حرفه يظهر المضمر أ تزعم انك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الاكبر » نيز شاهد مطلب را از نفس با قواى او مشاهده نما كه اگر نفس بگويى و اراده كنى از او كلّ قوا را - چه در مقام ذاتش كل قوا را داراست - ، اين معناى اطلاق كثرت بر وحدت است . مثل آنكه مرتبهى وجود بگويى و اراده نمايى از او « 4 » وجود مطلق را بل مطلق الوجود را كه منطوى است در او
--> ( 1 ) . پا : ( و حركت ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( مثنوى . . . جهان ) را ندارد . ( 3 ) . پا : عنك ( 4 ) . شا : ( از او ) را ندارد .